خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





كلاسهاي تابستاني عروسك كوچولوي ما

    از وقتي مدرسه ها تعطيل شده بود فندقچه كوچولوي ما تو خونه حسابي حوصلش سر مي رفت چون هيچ همبازي نداره تا اينكه مامانش تصميم گرفت كوچولورو تو كلاسهاي تابستوني اسم نويسي كنه.

    حالا ثناي يكي يدونه ي ما براي خودش خانمي شده و مثل بچه مدرسه اي هاي ديگه تابستون رو تو كلاسهاي تابستوني شركت ميكنه.

    روز هاي زوج صبح ها ميره كلاس ژيمناستيك يا به قول خودش "زيمداشتيك" و بعد از ظهرها هم ميره پيست اسكيت و روزهاي فرد هم بعد از ظهرها ميره كلاس زبان انگليسي كه حسابي كوچولوي مارو سرگرم كردن.

    بعد از ظهرها هر موقع فرصت كنم باهاش ميرم كلاس زبان و از بازيگوشي هاش كه دقيقا مثل بچگي هاي خودم هستش لذت ميبرم ولي صبح ها به خاطر مشغله كاري خيلي زيادي كه تو دفتر دارم نميتونم شيطوني هاي عروسك رو تو كلاس "زيمداشتيك" هم ببينم.

    الهي جون جون فداي كلمه كلمه حرفل زدنات كه موقع برگشتن از كلاسها تا ميگم چي ياد گرفتي ميگي همون موقع ميپرسيدي حالا ديگه يادم نيست و فقط شروع ميكني از طرز پوشش خانم معلمات تعريف كردن كه فلان مدل و فلان رنگ مانتو پوشيده بود و رژ لب صورتي زده بود و از اين حرفا......................

    ثنايي كوچولوي من ديوانه وار ميپرستمت قول بده هميشه و هميشه حتي اگه من نبودم مواظب خودت باشي.


    این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : كلاس ,ظهرها ,ميره ,كوچولوي ,كلاس زبان ,ميره كلاس ,كلاسهاي تابستوني ,
    كلاسهاي تابستاني عروسك كوچولوي ما

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده